چگونگی تغذیه و مدیریت گاوهای شیری در شرایط استرس حرارتی

چگونگی تغذیه و مدیریت گاوهای شیری در شرایط استرس حرارتی

 چکیده 

افزایش دمای بدن در اثر دمای محیط سبب کاهش راندمان تولیدی می شود و آسایش حیوان را به خطر می­اندازد . به طور کلاسیک, کاهش تولید در اثر استرس حرارتی به کاهش مصرف مواد مغذی ربط داده می­شود . هرچند که, مشاهدات اخیر نشان می دهد که حیوان تحت استرس حرارتی, ساز و کارهای تنظیمی خاصی را در بدن خود پی می گیرد تا متابولیسم و نوع منبع انرژی مورد نیاز خود را مستقل از مصرف خوراک یا توازن انرژی مدیریت کند . بنابراین, استرس حرارتی به شدت متابولیسم کربوهیدرات ها, چربی و پروتئین را مستقل از کاهش مصرف خوراک ( پس از جذب آنها ) تغییر می دهد . حیوان این کاررا از طریق تغییر در نوع سوخت و مصرف آن در بافت های مختلف انجام می دهد . در هر صورت, استفاده از گزینه های تغذیه­ای, دارویی و مدیریتی در بهره گیری از آثار مثبت این تغییرات در جهت بهبود تولید و آسایش حیوان در شرایط استرس حرارتی دور از ذهن نیست .

 مقدمه 

اصطلاح ” استرس ” معانی مختلفی دارد اما اغلب در توضیح اثرات عوامل بیرونی بر سیستم های بدن استفاده می شود که وضعیت بدن را از حالت طبیعی و یا استراحت خارج می سازد . از این رو استرس حرارتی در توضیح اثرات افزایش دمای محیط بر سیستم های فیزیولوژیکی استفاده می­شود . از این رو استرس حرارتی به دلیل تاثیر منفی بر تولید , متابولیسم و تولید مثل گاوهای شیری مورد توجه قرار گرفته است .

استرس حرارتی به طور منفی بر برخی از شاخص های تولیدی, سلامت و تولید مثل گاوهای شیری مثل تولید شیر, کیفیت و ترکیب شیر, سلامت شکمبه, رشد و تولید مثل اثر می گذارد. که می تواند فشار مالی سنگینی به صنعت گاو شیری وارد سازد ( ۹۰۰ میلیون دلار در سال ).

بهره گیری از روش های مدیریتی ( سیستم های سرمایش ) و تغذیه ای می تواند تا حدی از این اثرات منفی بکاهد اما در هر حال کاهش تولید در فصول تابستان ادامه پیدا می کند . به نحوی که در بخشی از مناطق افت راندمان تولید مثلی قابل چشمگیر است . به طور مثال , نرخ آبستنی در مزرعه گاو شیری دانشگاه آیوا ایالات متحده در تابستان ۲۰۱۰ به میزان ۱۹% کاهش یافت و تا اواسط ماه دسامبر (آذر) به سطح فصول بهاری خود نرسید .

 آثار بیولوژیکی استرس حرارتی 

کاهش مصرف خوراک در استرس حرارتی تنها تا حدی قادر به تفسیر ساز و کارهای زیستی است که در اثر آن اثرات منفی استرس حرارتی بر تولید و تولید مثل ایجاد می شود . بنابراین، تغییر در وضعیت هورمونی , کاهش نشخوار و جذب مواد مغذی و افزایش نیازهای نگهداری بدن که منجر به کاهش فراهمی انرژی و مواد مغذی برای حفظ تولید می شود , نیز مورد توجه است . کاهش در میزان انرژی در دسترس منجر به کاهش توازن انرژی ( علاوه بر پر شدگی شکمبه ) می شود که تا حدی توضیح می دهد که چرا حیوان حین استرس حرارتی وزن شدیدی را از دست می دهد .

کاهش مصرف خوراک در استرس حرارتی منجر به این موضوع می شود که بیشتر گاوها دچار توازن منفی انرژی می شوند ( بدون توجه به مرحله شیردهی ) .

در واقع , گاوهای تحت استرس حرارتی که دارایوضعیت بیوانرژتیکی مشابهی با شرایط توازن منفی انرژی شایع در اوایل دوره شیردهی ( پس از زایش )هستند با افزایش خطر وقوع ناهنجاریهای متابولیکی , کاهش تولید شیر و راندمان تولید مثلی همراه است .

از این رو به نظر می رسد که بسیاری از اثرات منفی استرس حرارتی بر تولید , سلامت حیوان و تولید مثل از طریق اثر بر توازن انرژی رخ می دهد (مشابه با دوران انتقال).اگرچه، مشخص نیست که چه مقدار از این افت تولید و راندمان تولید مثلی در اثر تغییر شاخص های بیولوژیکی حین استرس حرارتی است (کاهش مصرف خوراک در مقایسه با نیازهای انرژی نگهداری).

سلامت شکمبه 

گاوهای تحت استرس حرارتی مستعد اسیدوز شکمبه ای و بسیاری از عوارض طولانی مدت آب و هوای گرم ( لنگش , کاهش چربی شیر و …. ) هستند که نتیجه کاهش اسیدیته شکمبه طی ماههای CO2تابستان می باشند. با تشدید میزان تنفس و له له زدن در هوای گرم , مقادیر بیشتری گاز  دفع می شود : که به نوبه خود بر سیستم بافری خون اثر می گذارد . بدن نیاز دارد تا نسبت ۲۰:۱ بی کربنات به گاز دی اکسید کربن را حفظ کند . با افزایش تنفس،میزاندی اکسید کربن   خون کاهش می یابد , در این شرایط کلیه با دفع یون بی کربنات این نسبت را حفظ می کند . این پدیده سبب کاهشبی کربنات  خون و سپس بزاق حاصل از آن می شود در نتیجه قدرت بافری بزاق در حفظ  اسیدیته مناسب شکمبه کاهش می یابد . علاوه بر این گاو تحت استرس حرارتی نشخوار کمتری انجام می دهد ( به دلیل مصرف کمتر خوراک و افزایش زمان نفس نفس زدن ) . نشخوار خود عامل بسیار مهمی در تحریک تولید بزاق است . از سوی دیگر , این دسته از گاوها با پرتاب بزاق به بیرون از دهان , بزاق کمتری به شکمبه می رسانند در حالیکه همان مقدار بزاق ورودی به شکمبه هم قدرت بافری کمتری دارد . بنابراین، توجه به نوع جیره در فصول گرم ضروری است . کیفیت فیبر همیشه حائز اهمیت است اما نقش کیفیت علوفه در تابستان اهمیت بیشتری پیدا می کند چرا که علاوه بر دارا بودن ظرفیت بافری , خود سبب ترشح بزاق نیز می شود .

 سازگاریهای متابولیکی بدندر اثر کاهش مصرف خوراک 

برای درک سازگاریهای متابولیکی در شرایط استرس حرارتی بایستی تغییرات متابولیکی و فیزیولوژیکی مرتبط با وقوع توازن منفی انرژی در شرایطی که استرس حرارتی وجود ندارد, ضروری است (چه در زمان خوراک خوردن یا دوره انتقال).در اوایل شیردهی گاوهای شیری شرایط فیزیولوژیک ویژه ای را تجربه می کنند که طی آن قادر نیستند مواد مغذی را به اندازه نیازهای تولیدی و نگهداری خود مصرف کنند. در این شرایط حیوان دچار توازن منفی انرژی می شوند. توازن منفی انرژی با وقوع برخی از تغییرات متابولیکی همراه است که در جهت حفظ وظایف اصلی دوره شیردهی است. بروز تغییرات مشخصی در متابولیسم کربوهیدرات ها و چربی ها تضمین می کند که مواد مغذی حاصل از مصرف مواد خوراکی و یا حاصل از تجزیه بافت های بدن به سمت غدد پستانی پیش روند . بسیاری از این تغییرات از طریق ترشح هورمون رشد (سوماتوتروپین) القا می شود که به طور طبیعی سطح آن طی توازن منفی انرژی افزایش می یابد .

طی بروز توازن منفی انرژی، شاهد کاهش سطح انسولین خون و همزمان با آن کاهش میزان حساسیت به انسولین هستیم. کاهش سطح و فعالیت انسولین  سبب فعال سازی تجزیه چربی وبسیج اسیدهای چرب غیر استریفهNEFA)( می شود . افزایش سطح  NEFA  در خون به طور معمول در گاوهای دوره انتقال دیده می شود و همراه با اجسام کتونی حاصل از آن (BHB)، منبع مهمی از انرژی ( و پیش ساز سنتز چربی شیر ) برای گاو دچار توازن منفی انرژی به شمار می رود .

طی بروز توازن منفی انرژی، متابولیسم پس از جذب کربوهیدراتها نیز در اثر کاهش فعالیت انسولین تغییر می یابد که سبب می شود گلوکز کمتری توسط دیگر بافت های بدن مثل ماهیچه و بافت چربی جذب و مصرف شود . بنابراین , کاهش  جذب مواد مغذی همراه با رهاسازی مواد مغذی از بافت ها ( مثل اسیدهای آمینه و NEFA)،شاخصهای اصلی تشکیل دهنده سازگاری بدن گاو به شرایط توازن منفی انرژی است که از شیر دهی در این شرایط حمایت می کند . حیوانی که در شرایط توازن منفی انرژی است ( اما دچار استرس حرارتی نیست ) از لحاظ متابولیکی منعطف است و می تواند از منابع انرژی مختلفی چون NEFA و کتون ها در عوض گلوکز استفاده کند . از این رو , گلوکز به سمت استفاده در غدد پستانی هدایت می شود تا تولید شیر حفظ شود .

استرس حرارتی و و پارامترهای ( ویژگیهای)  تولیدی 

استرس حرارتی سبب کاهش تولید شیر و مصرف خوراک در گاو شیری می شود . کاهش در مصرف مواد مغذی به عنوان عامل اصلی کاهش تولید در نظر گرفته می شود . هرچند که , سهم دقیق کاهش مصرف خوراک در کاهش کلی تولید شیر و یاکاهش میانگین رشد روزانه  مشخص نیست . به منظور ارزیابی این موضوع، در هر دو گروه از گاوهای شیری و گوشتی آزمایش های گوناگونی انجام شده است . بر این اساس، کاهش مصرف خوراک در اثر استرس حرارتی تا حدود ۵۰% مسئول کاهش تولید شیر است ( شکل ۱ و ۲ ) . بنابراین , اثرات مستقیم  استرس حرارتی بر تولید شیر حدود ۶۰ -۵۰ درصد است . بنابراین , شناسایی تغییراتی که به طور مستقیم در اثر استرس حرارتی ایجاد می شوند در تدوین استراتژی هایی که به حداکثر رسیدن تولید شیر در فصول گرمسال کمک می کنند، ضروری است .

  استرس حرارتی پیش از زایش 

اثرات استرس حرارتی بر شیردهی به خوبی شناخته شده است ولی اثرات افزایش دمای محیطی پیش از زایش بر شاخص های تولیدی گاوها پس از زایش روشن نیست . تحقیقات نشان می دهد که وقوع استرس حرارتی طی دوره خشکی سبب کاهش طول بارداری ,کاهش وزن تولید گوساله  و کاهش تولید شیر پس از زایش می شود  ( حتی اگر پس از زایش طی دوره شیردهی برای گاو سرمایش مطلوب فراهم شود ) . علاوه بر این،عملکردآتی تولید مثلی گاوهای خشکی که تحت استرس حرارتی بوده اند به طور منفی تحت تاثیر قرار میگیرد ( حتی اگر پس از زایش سرمایش مناسبی دریافت کنند  . بنابراین  , فراهم سرمایش مناسب برای گاوهای خشک یکی از بخش های مهم مدیریتی کنترل استرس حرارتی است .

دلایل تغییر در متابولیسم 

نشخوار کنندگانی که به خوبی تغذیه می شوند از استات ( یکی از اسیدهای چرب فرار تولیدی در شکمبه ) به عنوان منبع اصلی انرژی استفاده می کنند . در شرایطی که توازن منفی انرژی رخ می دهد , وابستگی انرژی گاو به   NEFA  افزایش می یابد . برعکس چنین شرایطی, طی استرس حرارتی , گاوی که دچار کاهش شدید در مصرف خوراک شده است  , مقادیر زیادی از وزن خود را از دست می دهد چرا که نمی توانند از منابع چربی بدنی خود به عنوان انرژی استفاده کنند . بنابراین , به نظر می رسد  که گاو دچار استرس حرارتی  در مقایسه با گاوهایی که شرایط دمایی مناسبی دارند دارای تغییراتی در متابولیسم  ( پس از جذب مواد  مغذی ) هستند , هر چند که از لحاظ انرژی در وضعیت مشابهی اند .

پائین بودن غیر عادی سطح  NEFA   در گاوهای دچار استرس حرارتی تاحدی با افزایش سطوح انسولین خون قابل توضیح است , چراکه انسولین یک هورمون ضد چربی سوزی قوی است . افزایش انسولین خون در شرایط استرس حرارتی غیر عادی است در حالیکه گاوهایی دچار کمبود ( منابع غذایی در شرایط تجزیه بافت ها ( کاتابولیسم ) قرار دارند و دچار کاهش انسولین خون هستند . همچنین , افزایش فعالیت انسولین دلیل دیگر این پدیده در گاوهای دچار استرس حرارتی است , چراکه با افزایش فعالیت انسولین در گاوهای دچار استرس حرارتی، میزان مصرف گلوکز توسط بافت ها افزایش می یابد . بنابراین , در شرایط وقوع استرس حرارتی , جلوگیری و یا مهار بسیج منابع چربی بدنی و افزایش سوختن گلوکز راه کاری به سمت کاهش تولید گرمای متابولیکی در بدن است .

افزایش مصرف گلوکز در بافت های غیر پستانی در شرایط استرس حرارتی سبب بروز اختلال در مسیر فراهم سازی مواد مغذی در جهت تولید شیر می شود . غدد پستانی نیازمند گلوکز برای تولید لاکتوز هستند . لاکتوز، عامل اصلی تنظیم کننده فشار اسمزی و حجم نهایی تولید شیر است . در حالیکه, در شرایط استرس حرارتی , بدن برای تولید گرمای متابولیکی کمتر، میزان مصرف گلوکز را به ویژه در بافت های ماهیچه ای افزایش می دهد . از این رو , غدد پستانی میزان کافی از گلوکز دریافت نمی کنند و در نتیجه تولید پستانی لاکتوز و تولید شیر کاهش می یابد . این موضوع پس از کاهش مصرف خوراک، عامل اصلی دیگری است که می تواند تااندازه ای کاهش تولید شیر را در استرس حرارتی توضیحدهد .

 استرس حرارتی و سیستم ایمنی 

الگوی متابولیکی گاوهای دچار استرس حرارتی شباهتهای زیادی با حیواناتی دارند که سیستم ایمنی آنها تحریک شده است و در ابتدا با افزایش سطح انسولین خون شناخته می شود . افزایش سطح انسولین خون در شرایط استرس حرارتی غیر طبیعی است چراکه در این شرایط شاهد وقوع کاهش مصرف خوراک , بالانس منفی انرژی و کاهش وزن بدن هستیم ( شاخص های وقوع استرس حرارتی ) که بطور طبیعی با کاهش میزان انسولین و نه افزایش آن رخ می دهند. اتفاقاً , در گاوهایی که سیستم ایمنی آنها فعال شده است نیز سطح انسولین خون بالا می رود ( علی رغم این که مصرف خوراک کاهش یافته است ) . دلیل اینکه افزایش سطح انسولین مشخص نیست . در مطالعه ای با تزریق درون رگی سموم باکتری های گرم منفی (LPS) مشاهده شد که ۲ ساعت پس از تجویز LPS سطح انسولین تا ۵۰ برابر افزایش می یابد (شکل ۳). جالب آنکه علی رغم افزایش شدید انسولین خون در پی تزریق LPS  , تنها به مقدار کمی کاهش گلوکز خون رخ داد که موید این موضوع است که LPS سبب بروز مقاومت به انسولین می شود . نقش انسولین در پاسخ های ایمنی و طی استرس حرارتی به خوبی روشن نیست اما به نظر می رسد که فعالیت انسولین برای به کار افتادن پروتئین های مرتبط با شوک حرارتی (HSP) ضروری است .

 کاهش استرس حرارتی 

از استراتژی هایی که به کاهش اثرات منفی استرس حرارتی بر عملکرد تولیدی کمک می کند،می توان به فراهم ساختن سایه , پاشیدن آب و ایجاد سرمایش با پنکه های بزرگ اشاره کرد که نسبتآ ارزان هستند . اما علی رغم بهبود شرایط جایگاه ها و سیستم های خنک کنندگی، اما هنوز کاهش عملکرد تولیدی و تولید مثلی در شرایط استرس حرارتی قابل توجه است .

مواد خوراکی حرارت افزایشی (HI) متفاوتی دارند که به دلیل راندمان مصرف محصولات نهائی حاصل از هضم آن ها است . هضم فیبر منجر به تولید حرارت افزایشی بیشتری ( مجموع حرارت حاصل از تخمیر شکمبه ای و متابولیسم مواد مغذی ) نسبت به هضم چربی یا کربوهیدرات های غیر فیبری  (NFC)می شود . محصول نهایی هضم فیبر ( استات( با راندمان پایین تری نسبت به محصول نهایی هضم NFC ( پروپیونات ) مورد استفاده قرار می گیرد .

جدول ۱ , حرارت افزایش برخی از اقلام خوراکی معمول را نشان می دهد . ارزش حرارت افزایش به صورت کیلوکالری به ازای مگاکالری (Kcal/Mcal) بیان می شود .انرژی خالص شیردهی (NEL)، از کل مواد مغذی قابل هضم (TDN) حاصل می شود (حدود ۱۰۰ – ۴۰  درصد ) و دریک مدل رگرسیونی خطی قرار می گیرد .

 برنامه غذایی در شرایط استرس حرارتی 

در شرایط استرس حرارتی بایستی برخی ملاحظات تغذیه ای را در نظر داشت . رایج ترین راه کار ,  افزایش غلظت انرژی و مواد مغذی (کاهش فیبر , افزایش کنسانتره و مکمل چربی ) جیره است ؛ که به دلیل کاهش مصرف خوراک در این شرایط است . افزون بر توجه به بالانس انرژی , به نظر می رسد که کاهش فیبر جیره به بهبود بالانس  وضعیت دمایی گاو و کاهش درجه حرارت بدن کمک می کند . البته افزایش سطح کنسانتره جیره بایستی با دقت مورد توجهقرار گیرد چراکه گاوهای تحت استرس حرارتی به شدت به اسیدوز شکمبه ای مستعد هستند .

فیبر 

فیبر برای عملکرد مناسب شکمبه ضروری است . NRC توصیه می کند که جیره بایستی دست کم حاوی ۲۵ درصد NDFباشد  که  ۷۵ درصد آن بایداز  منبع علوفه تامین شود . همانطور که گفته شد حرارت افزایشی چربی بیش از ۵۰ درصد کمتر از علوفه ها است( جدول ۱). از این رو منطقی است که با افزودن بر سطح چربی و کاهش سطح فیبر، جیره را بالانس کرد . هرچند در این زمینه مطالعات اندکی صورت گرفته است تا مشخص کنند چگونه استفاده از مکمل چربی سبب کاهش شاخص حرارتی دمای بدن و حتی شاخص های تولیدی می شود ( جدول ۲ ). در این میان , بسیاری از این مطالعات تفاوت های کم ویا عدم اثر مکمل چربی بر دمای رکتوم را گزارش داده اند. تنها یک مطالعه در مورد کاهش دمای رکتوم و آن هم در زمان خاصی از روز وجود دارد ( وانگ ۲۰۱۰ ) . حتی مطالعه ای وجود دارد که تغذیه مکمل چربی سبب افزایش دمای رکتوم شده است ( معلم ۲۰۱۰ ) . دلیل منطقی این تفاوت ها و تناقض ها به خوبی مشخص نیست. البته این احتمال وجود دارد که عدم توانائی در اندازه گیری دقیق میزان کاهش های کوچک دما سبب ارائه چنین نتایجی شده است . هرچند که اثر تجمعی این کاهشهای هرچند ناچیز در طولانی مدت سبب بهبود وضعیت می شود .

جالب خواهد بود که با استفاده از سیستم های ثبت دما که به طور پیوسته عمل می کنند اثر مکمل چربی را بررسی کرد . باید توجه داشت که تغذیه بیش از حد چربی می تواند به کاهش مصرف ماده خشک منجر شود ( در گاوهایی که در شرایط نرمال دمایی هستند ) اما جالب آن است که تغذیه چربی در گاوهای تحت استرس سبب کاهش مصرف خوراک نمی شود ( وانگ ۲۰۱۰, وارنتج ۲۰۰۸ , دراکلی ۲۰۰۳ ) .

 متابولیسم و هضم فیبر در مقایسه با کنسانتره ها حرارت بیشتری تولید می کند . از این رو , تامین فیبر کافی در جیره برای تامین سلامتی شکمبه ضروری است و استفاده از علوفه با کیفیت به حفظ مصرف خوراک کمک می کند . بر اساس توصیه گرانت ( ۱۹۹۷ ) تامین ۶۰ درصد NDFاز منبع علوفه هنوز به اندازه ای کافی هست تا سطح چربی شیر را حفظ کند . اما, اخیراً ( سال ۲۰۰۶ ) پیشنهاد شد که حداقل  ۲۳ درصد ماده خشک         که ۵۵ درصد آن از علوفه  تامین شود به اندازه کافی NDF موثر دارد ( برای گاوهای شیری مناطق گرم ) .

پروتئین 

اعتقاد بر این است که به دلیل کاهش مصرف خوراک در شرایط استرس حرارتی سطوح پروتئین جیره ای بایستی افزایش یابد . گرچه گزارش های متفاوتی از مفید بودن و یا مضر بودن افزودن بر پروتئین جیره وجود دارد . مخالفان افزودن پروتئین جیره را به دلیل کاهش حرکات شکمبه  و کاهش سرعت عبور مواد مناسب نمی دانند .  به این ترتیب , پروتئین ماندگاری بیشتری در شکمبه داشته  و تجزیه پذیری آن بیشتر می شود .  برخی مطالعات از افزایش بیشتر ازت  اوره ای خون  در گاوهای تحت استرس خبر می دهند . هرچند که مشخص نیست این موضوع به دلیل افزایش آمونیوم شکمبه ای و یا در اثر تجزیه بافت های ماهیچه ای است . در هر صورت افزایش آمونیوم و سپس دفع آن نیاز به انرژی دارد؛  ۲/۷ کیلو کالری  به ازای هر گرم نیتروژن که خود سبب افزایش حرارت متابولیکی نیز می شود  . در این زمینه نیاز به  تحقیقات بیشتر ضروری است .

چربی 

 افزایش سطح چربی به جیره گاوهای شیری در شرایط استرس حرارتی راه کاری است که به طور گسترده مورد پذیرش است تا علاوه بر افزایش سطح انرژی جیره سبب  کاهش حرارت حاصل از متابولیسم پایه نیز شود . همانگونه که گفته شد , حرارت افزایشی (   HI  ) چربی ۵۰ درصد کمتر از علوفه ها است ( جدول ۱ ) . از این رو, منطقی است  که از مکمل چربی در جیره استفاده شود و سطح فیبر جیره را کاهش داد . هرچند که مطالعات معدودی در زمینه نقش تغذیه چربی در کاهش دمای بدن و دیگر شاخص های تولیدی وجود دارد ( جدول ۲ ) .

بسیاری از این مطالعات اثر بسیار ناچیز و یا عدم تاثیر مکمل چربی به دمای رکتوم را گزارش داده اند ( دراکلی ۲۰۰۳) . تنها یک مقاله از نقش مثبت چربی در کاهش جزیی دما در زمان خاصی از روز حکایت دارد ( وانگ ۲۰۱۰ ) . حتی گزارش از افزایش دمای رکتوم با مصرف چربی گزارش شده است ( معلم ۲۰۱۰ ) . با این وجود دلیل چنین تناقض هایی مشخص نیست . هرچند که به نظر می رسد که کاهش بسیار کم در دمای بدن در اثر مصرف چربی  قابل اندازه گیری نیست اما در بلند مدت این کاهش اثرات مثبت  خود را نشان می دهد . انجام تحقیقاتی که به بررسی اثر چربی بر گاوهای تحت استرس حرارتی با بهره گیری از سیستم های اندازه گیری پیوسته دمای بدن جالب خواهد بود. تغذیه مکمل چربی گاهی اوقات سبب کاهش مصرف  ماده خشک در گاوهایی که در شرایط دمایی مناسبی هستند می شود ولی غالبآ در گاوهای تحت استرس حرارتی کاهش مصرف خوراک در اثر  مصرف مکمل چربی دیده نمی شود  ( وانگ ۲۰۱۰ ) ( دراکلی ۲۰۰۳ ).همچنین , میزان تولید شیر نیز در پاسخ به استفاده از مکمل چربی نتایج متنوعی در بر داشته است ( بدون اثر , معلم ۲۰۱۰ , چان ۱۹۹۷ – افزایش تولید وانگ ۲۰۱۰ و دراکلی ۲۰۰۳) چنین تناقضاتی هم در مورد اثر چربی بر ترکیب شیر نیز وجود دارد ( جدول ۲ ). هرچند که دلایل چنین تفاوت هایی در نتایج مشخص نیست . اما باید توجه داشت که نوع چربی ( اشباع یا غیر اشباع )،در صد چربی مورد استفاده , نوع فرآیند عبوری سازی چربی ( نمک کلسیمی یا پریل شده ) , عوامل محیطی ( شدت استرس حرارتی ) و دیگر تقابلات تغذیه ای بر بروز چنین پاسخ هایی موثر است .

آیونوفرها 

در این گفتار اشاره شد که مصرف گلوکز توسط بافت های غیر پستانی یک عامل کلیدی در توضیح کاهش تولید شیر در استرس حرارتی است . دو مولکول گلوکز برای سنتز لاکتوز ضروری است ( لاکتوز عامل اصلی تنظیم اسمیتک تولید شیر است ) .

گاوهای تحت استرس  حدود ۳۷۰ گرم لاکتوز کمتری تولید می کنند و یا حدود ۲ برابر لاکتوز کمتر در مقایسه با گاوهای بدون تنش تولید می کنند ( حدود ۴۰۰ گرم گلوکز کمتر در هر روز ). موننسین یک از تغیر دهنده  های شکمبه ای است که به خوبی شناخته شده است . این ترکیب سبب افزایش میزان تولید پروپیونات می شود که پیش نیاز تولید گلوکز در نشخوار کنندگان است . موننسین سبب افزایش حفظ کربن طی تخمیرات شکمبه ای می شود از این رو باعث افزایش راندمان مصرف خوراک در نشخوار کنندگان شیرده و در حال رشد می شود . موننسین سبب افزایش میزان سنتز گلوکز می شود . بنابراین , استفاده از موننسین می تواند یک راه کار کلیدی در بهبود وضعیت انرژی گاوهای تحت استرس حرارتی باشد( بامگارد ۲۰۱۱ ).

آب 

مصرف آب برای تولید شیر حیاتی است ( ۸۷ درصد شیر آب است ) . همچنین , آب برای تنظیم دمای بدن ضروری است . بنابراین،  این موضوع، اهمیت در دسترس بودن آب و تمیز بودن آبشخورها در ماه های تابستان را نشان می دهد.آب بایسی عاری از بقایای خوراک و جلبک باشد .

تفاوت کانیون – آنیون جیره (DCAD ) 

داشتن  DCAD  منفی در دوره خشک و  DCAD  مثبت پس از زایش راه کار خوبی در حفظ سلامتی و به حداکثر رساندن تولید است . حفظ DCAD  بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلی اکی والان در هر کیلوگرم ماده خشک ( حتی ۳۰۰ – ۴۰۰ ) در ماه های گرم سال توصیه می شود.

مواد معدنی 

بر خلاف انسان , گاو از یون  پتاسیم در ترشح عرق از غدد عرقی استفاده می کند . از این رو میزان نیاز به  پتاسیم در تابستان افزایش می یابد ( ۴/۱ تا ۶/۱ درصدماده خشک ).

البته میزان سدیم و منیزیم نیز بایستی افزایش یابد؛ چراکهپتاسیم با جذبمنیزیم در روده رقابت می کنند.

جمع بندی 

 استرس حرارتی به طور منفی بر اقتصاد گاوداری از طریق کاهش تولید اثر می گذارد . از این رو استفاده از راه کارهایی که اثرات استرس حرارتی را کاهش دهند حیاتی است . افزون بر مدیریت بهاربندها , راهکارهای تغذیه ای نیز در کاهش دادن این اثرات منفی نقش دارند . توجه به سلامت شکمبه گاوهای تحت استرس حرارتی اهمیتی ویژه  و اساسی دارد چرا که این دسته از حیوانات به اسیدوز بسیار مستعد هستند . همچنین , بهره گیری از مکمل چربی نیز تاکنیکی موثر خواهد بود . چراکه دست کم از لحاظ تئوری میزان حرارت افزایشی چربی کمتر است (به ویژه در مقایسه با علوفه ها).